تبليغاتX
مجنون بی بیابان -

بغضی عمل نکرده شده مین قلب من

ترسم که تکه تکه شوم از درون تن!

انگار کن که غصه شده نام زندگی

از لابه لای غصه شدم محو خویشتن

گاهی دلم هوای خرابات می کند

انسان شنیده ای که غریب است در وطن؟!

همراه باد بی هدف از خود برون شدم

باران مرا بشست و علفزار هم ، کفن

عاصی ترین لحظه عمرم شنیدنی ست

در گوشه ای کنار ، نشستم به سوختن

از لابه لای آهن و آتش کشیدم اش

بغضم فرو دادم و لبها به دوختن

این نکته بعد من به جهان خون دل دهد

آسان نبود ، عشق ، به مینی فروختن!

ادامه مطلب

|+|
نوشته شده توسط ندا قنبری در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 16:8