|
آستین ها را که بالا بزنی،
نوبت باران است تا وضویت را تازه کند صبوری میکنم تا او بشوید این خانه غبار گرفته را گناه از صبر نیست ، که او نمی بارد من گناه نخستینم... من، تکرار مکررم... و تو ، با نباریدنت به تکرارم نمی اندازی... نبار.. من صبوری میکنم
|
|+|
نوشته شده توسط ندا قنبری در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 و ساعت 14:41
